ریست فکتوری بدنسازان

ریست فکتوری بدنسازان

بدنسازی که از داروها سوء استفاده کرده باشد و همچنین بدنسازی که نچرال کار کرده و به هر دلیلی ورزش را کنار گذاشته باشد بسیار بیشتر از افراد عادی و حتی کسانی که به عمر خود ورزش نکرده اند در معرض خطر بیماری ها و مرگ های زودرس قرار دارد و تنها در صورتی که چکاپ های کامل واقعی بدهید خواهید دید که چه فجایعی بر بدن شما رفته است، بلایی که سر خود من آمده بود و البته قضیه را به نحوی جمع کرده و ریست فکتوری بدنسازان را بنیان نهادم.

این خود منم! ده سال پس از رها کردن ورزش این شده بودم. ۱۱۸ کیلوگرم وزن کاملا بی کیفیت با کلکسیونی از امراض از جمله فشار خون بالا، تپش قلب، بزرگ شدن کبد، کبد چرب گرید دو، آرتروز، درد زانو، درد کمر، مشکلات عدیده گوارشی، دل دردهای بی دلیل، سر دردهای مداوم، بیخوابی، خس خس سینه و سنگین شدن تنفس و …!

آفت ورزش رها کردن آن است و البته کسانی که در تمام طول عمر خود ورزش نکرده اند در میان سالی و در پیری در قیاس با کسانی که یک عمر ورزش کرده و به یکباره ورزش را به طور کامل رها می کنند کمتر در معرض خطر بیماری هایی همانند افزایش فشار خون، افزایش چربی خون، آرتروز، بیرون زدگی های دیسک های گردنی و کمری، هپاتومگالی، کبد چرب و حتی سنگ کیسه صفرا و غیره قرار می گیرند و البته این بدین معنی نیست که شما را ترغیب به ورزش نکردن کنیم.

ترک ورزش متاسفانه بسیار خزنده تر و نامردتر از افتادن در دام اعتیاد رخ می دهد و درست به همین دلیل حتی فردی مثل من که وزنه بردار بوده و تا بوده در باشگاه ها زندگی کرده و در دوره ای از زندگی خودم نیز در جنوب شرق آسیا ورزشی به نام lethwei، ورزش رزمی بومی برمه که خشن ترین نوع فایت در جهان است را تمرین کرده بودم  نیز دچارش شدم.

بر خلاف اغلب شما که اعتقادی به چکاپ ندارید و خود را روئین تن می پندارید من شدیدا اعتقاد به چکاپ دوره ای داشتم و البته هیچگاه، حتی وقتی که در اوج بودم نیز خود را روئین تن نمی دانستم چون می دانم انسان میراست و از ۱۸ سالگی به بعد کلا رو به زوال است و اگر مراقب سلامت خود نباشد این زوال شتابی باور نکردنی به خود گرفته و زمانی شما را به ملاقات عزرائیل می برد که در باورتان نگنجد!

در عکس بعدی بخشی از آخرین چکاپی که داده بودم را خواهید دید و این نکته را نیز عرض کنم که به شدت دچار طپش قلب شده بودم و البته منی که فشار خون ام در کل زندگی ام ۷.۵/۹ بود به ۱۰/۱۴ رسیده بود و این نوید انبوهی بیماری ثانویه از نارسایی کلیه بگیرید تا سکته های مغزی و قلبی را می داد.

آریتمی و طپش قلب گرفته بودم به نحوی که طپش های قلب خواب شبانه را بر من حرام کرده بود. آرتروز و خصوصا درد زانو امانم را بریده بود. راه رفتن برایم دشوار شده بود و پله بالا رفتن نیز برایم عذاب مرگ شده بود و در کمترین شیب رو به بالا اگر راه می رفتم طوری به نفس نفس می افتادم که دوندگان دوی ۱۵۰۰ متر در انتهای مسیر به چنان حال و روزی نمی افتادند.

من صادق سلامی بودم که به این روز افتاده بودم. کسانی که صادق سلامی را می شناسند می دانند که در چه زمینه ای تخصص دارد. با وجود این همه تخصص و با وجود اینکه در طول زندگی ورزشی خود همه ی موارد احتیاط را رعایت کرده و تمامی تمهیدات مراقبتی را به کار بسته بودم به چنین روزی افتاده بودم.

به کلینیک مراجعه کردم و پزشک داخلی پس از ویزیت و گرفتن انبوهی آزمایش و عکس و سیتی و سونوگرافی از من و دیدن نتایج در ابتدا مرا از نظر ذهنی برای پذیرش این مهم که این امراض در میان سالی برای نوع بشر طبیعی است و کم کم پا به سن می گذاری و دیگر مرتبا باید زیر نظر ما و دوستان بوده و ماه به ماه برای چک آپ و بودن در زیر چیز ما یعنی نظر ما مراجعه کرده و آزمایش و سونو و سیتی و غیره داده و ماه به ماه هم داروهای خود را گرفته و بروی و الباقی عمر را نیز دست به عصا زندگی کنی آماده کرد.

پزشک داخلی پس از کلی انرژی منفی مرا به پزشک قلب ارجاع داد و فوق تخصص قلب نیز پس از انبوهی ویزیت و شرح حال و اکوکاردیوگرافی و نوار قلب و غیره، سه مدل دارو برای کنترل فشار خون و دو مدل دارو هم برای مواقعی که دچار طپش قلب می شوم نسخه و الزام کرد که ماه به ماه باید مراجعه کرده و اصلا باقی عمر خود را الزاما باید زیر چیز ما یعنی زیر نظر ما زندگی کنی و در ادامه دو مشما دارو زیر بغل ما داده و ما را برای ادامه ی درمان پیش متخصص گوارش و کبد فرستادند و البته خدا رحم کرد هوس آنژیوگرافی قلب نکرد!

پزشک فوق تخصص گوارش و کبد سه مدل دارو برای درمان زخم معده و دو مدل برای چربی خون و دو مدل برای درمان کبد چرب داد و البته دو صفحه پرینت رنگی نیز عرضه داشت و فهرست غذاهایی بود که خوردن اش را برایم ممنوع کرده بود. تنها چیزهای که خوردن شان از نظر پزشک گوارش و کبد برایم مجاز بود شلغم و سیب فرانسوی و غذاهایی از این دست بود و این در حالی است که من ذاتا گوشتخوار بوده و علاقه ی شدیدی به خوردن گوشت خام و غذایی به نام تارتار دارم و تصور کنید ممنوع کردن گوشت و غذاهایی که با گوشت طبخ می شوند برای کسی که عاشق خوردن گوشت خام است دنیا را چقدر می تواند برای وی تبدیل به جهنم کند.

البته تا یادم نرفته عرض کنم که پزشک فوق تخصص گوارش و کبد قویا توصیه می کرد هر جا کرفس دیدم آب اش را بخورم و البته رویم به روی دکتر باز نبود به نشانه ی اعتراض به وی عرض کنم: مرتیکه خود کرفس ها آب همدیگر را نمی خورند اون وخ من برم هر کرفسی که دیدم آب اش رو بخورم؟ من حاضرم بمیرم این مدلی زندگی نکنم. تازه این شروع ماجرا بود و مرا برای ادامه ی درمان به سمت ارتوپد راهنمایی کردند.

خلاصه حالا نوبت ارتوپد بود که به موضوع دردهای زانو و غیره رسیدگی کند و من با حساب سر انگشتی که کردم دیدم این وضعیت (رفتن زیر چیز یعنی زیر نظر این همه دکتر و بودن زیر چیزی یعنی نظر این همه دکتر و آزمایش ها و چکاپ ها و سونوهای ماهانه و غیره) در هر ماه سوای اینکه تحمل دردهایش از عهده ی من خارج بود برای من ماهانه به اندازه ی خرید یک واحد ۴۵ متری در محله کارتیه لاتین پاریس (یکی از مناطق مرفه نشین این شهر) هزینه خواهد داشت و تازه این قصه ادامه دارد و باید خدمت ارتوپد و متخصص تغذیه و غیره و غیره هم برسم!

اگر ورزشکار هستید و ورزش را رها کردید و اگر ورزشکار نبودید و پا به سن گذاشته اید بدانید که دیر یا زود به این جایگاهی که من رسیده بودم خواهید رسید و چه بسا اینکه رسیده اید و چون در ایران اعتقاد زیادی به چکاپ ندارید از آن بیخبر هستید و عمدتا بیخبر نیز می مانید تا اینکه سکته های قلبی و مغزی شما را ویلچر نشین کرده و یا نارسایی های کبد و کلیه و دیابت و کوری و غیره شما را متوجه بیماری هایی که از سال ها قبل در بدن تان پیشروی می کرده است بکند.

این مسیر گزینه ی A و عام ترین گزینه ای است که مردم انتخاب می کنند ولی من آدمی نبودم که پیر شدن و بیمار بودن را گردن بگیرم و گزینه ی B را انتخاب کردم: ریست فکتوری بدنسازان ، رژیم غذایی و ورزش!

اگرچه پروژه ی ریست فکتوری بدنسازان در ابتدا بسیار دردناک و آزار دهنده بود ولی اولا کم هزینه تر بود دوما نیازی به دست به عصا راه رفتن برای تمام باقی عمر نبود و سوما نیازی نبود سی مدل دارو خورده از عوارض هر یک بهره مند شوم و از همه مهم تر سوای بازیابی سلامت به فیتنس و سیکس پک که در سواحل شهر نیس و مونت کارلوست از نان شب واجب تر است هم می رسیدم.

کرونا ظهور کرده بود و در قرنطینه اجباری خانگی بودیم و من هم تهدیدها را به فرصت تبدیل کرده و ورزش را از نو و این بار به قصد بازیابی سلامت توام با فیتنس استارت زدم. در ابتدای کار حتی سیصد متر دویدن نیز برایم سخت و دردناک بود ولی محض اطلاع بدانید که همین سه روز قبل مسیر ۵۸ کیلومتری که چهار پنجم اش سر بالایی بود را دویده و در برخی نقاط مسیر نیز برای در کردن خستگی از دو به راه رفتن تند تغییر سرعت دادم.

ریست فکتوری بدنسازان را عملی کرده و پس از سه ماه و اندی که دوباره به کلینیک بازگشته و چکاپ دادم پزشکانی که منتظر بودند دوباره بازگشته و از آنها نسخه های دارویی بگیرم با دیدن جواب آزمایش ها و بررسی ها شوکه شدند. نه خبری از فشار خون بود نه چربی خون و نه تپش قلب و نه درد زانو و نه آرتروز و نه کبد چرب و نه هیچ علامت دیگری که نشان دهد من در معرض خطری جدی و یا حتی غیر جدی هستم.

لازم به ذکر است که انسان با پا گذاشتن به سن به خودی خود دچار تحلیل رفتن قوای جنسی نیز می شود و البته این اتفاق در مورد بدنسازان در جوانی و میان سالی و در شدت های بسی بیشتر نیز رخ می دهد و در مورد من، منی که با رعایت تمام اصول و قواعد نانوشته ی حاکم بر مباحث سایکل و پی سی تی و غیره در جوانی دوره رفته بودم حادث شده بود و مرا می آزرد!

این مورد از آزار دهنده ترین مواردی است که اغلب شما بدنسازان و حای افراد عادی جامعه با آن درگیر هستید و البته پس از ریست فکتوری کردن بدن مشکل ضعف جنسی کاملا برطرف شده بود و البته اتفاقات مثبت خیره کننده در این راستا من جمله تغییر در سایز و …. نیز رخ داده بود که از پرداختن به آنها در سایت بنا به پاره ای مسائل ناگزیر در می گذرم!

به معنی تام کلمه بدن خود را مستر ریست یا ریست فکتوری کرده بودم و این از معجزات ورزش و رژیم های غذایی است و لازم به ذکر نیز می باشد که در این دوره نه تنها استروئید و دارو که حتی مکمل هم استفاده نکرده بودم و تماما نچرال کار کرده بودم.

من آدمی نبودم که پیر شدن را گردن گرفته و به مصرف مداوم داروهای کنترل مراقبت تن در دهم. در ۴۶ سالگی ریست فکتوری بدنسازان یا bodybuilders reset factory را بنا نهاده آنرا به اختصار BRF نام نهادم!

پیری را گردن نگرفته و تن به مصرف دارو نداده و تصمیم به ریست فکتوری بدن خود گرفتم و البته مستندات بیشتر از این انقلاب که ترتیب داده بودم اعم از شرح ورزش و البته تخلیه ی آبسه هایی که در اثر دویدن در کف پاهایم حادث می شد را در اینستاگرام مان منتشر کرده ام.

صادق سلامی

ارتباط با من: دایرکت در اینستاگرام به آیدی sadegh.salamy به نقطه ی وسط دو کلمه دقت کنید

3.8 31 votes
رأی دهی به مقاله

مطالب مرتبط

اشتراک
نوع اشتراک
guest
11 نظرات
قدیمی ها
تازه ترین ها دارای بیشترین رای
Inline Feedbacks
دیدن همه ی نظرات
كيارش
كيارش
6 ماه قبل

هميشه كارت درسته استاد

بنیامین
بنیامین
6 ماه قبل

بسیار جالب بود فکر میکنم این شیوه انقلابی به پا خواهد کرد در این مسیر واقعا بی همتایید استاد گرامی .همیشه هر چیز جدید و کاربردی رو در این رشته از شما داشته و داریم .سپاس از شما

سهیل
سهیل
6 ماه قبل

بسیار عالی
استفاده کردیم استاد
به امید روزی که ما هم در ۴۶ سالگی همینقدر خوشتیپ و سرحال باشیم

Alireza
Alireza
6 ماه قبل

درود بر استاد صادق سلامی گرانقدر. قلبا دوستتون داریم و با تمام وجود ارادتمند و قدردان زحمات و محبت‌های بی‌دریغ و مهربانانه حضرتعالی هستیم. همیشه تندرست و شاد باشید.

تقوی
تقوی
6 ماه قبل

واقعا عالی بود.. مثل همیشه .باعث افتخار هستید. من ۴۹ سالمه و خانوم هستم..من هم دچار اضافه وزن سی کیلویی بودم ولی الان بیست کیلوشو با رژیم کم کردم بدون حذف هیچ ماده غذایی .فقط کالری رو مدیریت میکنم و نسبتهای پروتئین و چربی و کرب رو رعایت میکنم ..در زمان ۸/۵ ماه .. هفته ای نیم کیلو کم کردم که دچار افتادگی پوست نشم و یک ماه و نیمه با برنامه شما از کتاب بدنسازی بانوان توو خونه با وزنه آزاد و البته یک میزبدنسازی چند کاره ساده ورزش میکنم و خیلی هم نتیجه گرفتم و عضلاتم کم کم… مطالعه ی بیشتر »

Last edited 6 ماه قبل by صادق سلامی
امیر
امیر
5 ماه قبل

جادوگر …یک کلام خطمه کلام

Mojtaba
Mojtaba
3 ماه قبل

سلام خدمت استاد انشالله همیشه سلامت باشید
یک سوال داشتم.بنده یک مکمل کربو دارم ۳ ماه تاریخش گذشته(یه جایی بوده تازه پیداش کردم:( جاش زیاد گرم نبود و خشک بود.محتویاتش فقط کربوهیدرات و شکر و ویتامین c هست.نه بو و نه رنگ و نه مزش تغییر کرده به نظرتون مصرف کنم؟

مهدي كريملو
مهدي كريملو
3 ماه قبل

دكتر سلامي وسلام

مهدی
مهدی
1 ماه قبل

عالی و تاثیرگذار👏👏

11
0
نظر بدهید.x
()
x