همه چیز درباره ی سرمورلین و cjc1295

همه چیز درباره ی سرمورلین و cjc1295

یکی دیگر از پپتیدهایی که به نام معجزه گر بی ضرر افزایش دهنده ی ترشح هورمون رشد انسانی به بدنسازان عرضه شد ماده ای شیمیایی به نام سی جی سی است که چند سال قبل شرکت آمریکایی ConjuChem Biotechnologies و بایوسل فارما آمریکا مشترکا تحقیق در مورد این ماده به منظور تولید دارو  جهت درمان بیماری اختلال و کمبود هورمون رشد در کودکان را شروع کردند. تا پیش از این، نمونه ای که برای این کار مطرح شده بود نمونه ای موسوم به «سرمورلین» بود که البته نامی آشنا برای بدنسازان و ورزشکاران می باشد و این ترکیب جدید که در این مقاله بدان می پردازیم در حقیقت ورژن بهینه ‌سازی شده ‌ای از سرمورلین است که این بهینه ‌سازی سبب شده است تا ماندگاری آن در بدن انسان از ۳ ساعت در سرمورلین به ۶ الی ۸ روز در CJC1295-DAC افزایش یافته و همچنین اثر بخشی ماده ی سی جی سی ۱۲۹۵ نیز به میزان بسیار محسوسی نسبت به سرمولین بیشتر شده باشد.

در سال ۲۰۰۶ دو شرکت آمریکایی یاد شده به عنوان اسپانسر و تأمین‌کننده بودجه مالی، تلاش‌های گسترده‌ای را برای یافتن، کشف و در نهایت تجاری سازی دارویی جهت درمان بیماری ‌های مربوط به اختلال کمبود هورمون رشد و کم‌ کاری هیپوفیز در کودکان آغاز کردند. محققان ارشد این دو شرکت در نخستین فاز تحقیقات خود تصمیم گرفتند که از یافته ‌ها و پژوهش‌ های علمی پیشین که توسط سایر شرکت ‌های داروسازی به خصوص شرکت بیوتکنولوژی آمژن آمریکا و همچنین کالج زیست فناوری دانشگاه ایالتی مریلند صورت گرفته بود استفاده کنند. یکی از ترکیبات شیمیایی تحقیقاتی که پیشتر موفقیت‌های چشم گیری در زمینه درمان بیماری اختلال ترشح هورمون رشد در کودکان کسب کرده و توانسته بود بارقه هایی از امید برای یافتن داروی معجزه کننده برای درمان اختلالات غده ی هیپوفیز کودکان را روشن کند ماده ای به نام سرمورلین با نام علمی GHRH 1-29 بود ولی این ماده به دلیل اثر دهی پایین که داشت نظر نهایی محققین را جلب نکرده و تحقیق بر روی این ماده عملا رها شده بود. اما کارگاه های زیر زمینی این ترکیب را در سطح انبوه تولید و به نام پپتید معجزه کننده ی ترشح هورمون رشد انسانی و داروی جوانساز و به صورت زیر زمینی وارد بازار کرده و در سطح انبوه به شما فروخته بودند.

خوب توجه کنید تا به اینجا در صحبت در مورد سرمورلین و سی جی سی از واژه ی «دارو» استفاده نکرده و از واژه ی «مواد شیمیایی» استفاده کرده و گفتیم که ماده ی شیمیایی سرمورلین که قرار بود این شرکت های تحقیقاتی با تحقیق بر روی این ماده و بهینه سازی آن در آینده از آن برای درمان کم کاری غده ی هیپوفیز در کودکان استفاده کنند به دلیل اینکه کارایی های لازم را نداشت به کل رها شد! توجه داشته باشید یک ماده از زمانی که توسط محققین برای درمان بیماری های انسانی و حتی دامی مورد تحقیق و بررسی قرار می گیرد حتی در صورت جلب نظر نهایی محققین در جریان تحقیقات آزمایشگاهی ابتدا باید سال ها بر روی نمونه های حیوانی آزمایش شده و سوای اثرات، عوارض جانبی این نمونه ها در کوتاه مدت و طولانی مدت بررسی شده و پس از سر بلند بیرون آمدن از تست های آزمایشگاهی و حیوانی در سطح محدود بر روی داوطلبین انسانی آزمایش شده و اثرات و عوارض و تبعات آن مورد بررسی موشکافانه قرار گرفته و در صورت تایید نهایی توسط محققین مجوزهای لازم از سازمان های نظارت بر دارو و غذا را دریافت کرده و آنگاه به عنوان دارو وارد بازار دارویی شود و بد نیست بدانید این پروسه از تحقیق تا عرضه شدن در قالب دارو گاه سال ها و حتی دهه ها زمان می برد. 

به وفور رخ می دهد موادی که در ابتدا برای تبدیل شدن به دارو به منظور درمان و کنترل بیماری ها، مناسب تشخیص داده می شوند در طول تحقیقات و در مراحل ابتدایی رد شده و تحقیق بر روی این ترکیبات به دلیل موثر واقع نشدن و یا به دلیل خطرناک و پر عارضه بودند و … متوقف می شود که از آن جمله به سرمورلین اشاره کردیم که مشخصا به دلیل اینکه اثرات راضی کننده نداشت تحقیق بر روی آن به قصد ساخت دارو کلا متوقف شده بود ولی کارگاه های زیر زمینی تولید پپتاید این فرمول که در تحقیقات بی اثر یا کم اثر تشخیص داده شده بودند را به وفور تولید و به عنوان داروی معجزه کننده ی افزایش ترشح طبیعی هورمون رشد و به عنوان اکسیر جوان کننده به بازار سیاه عرضه کردند. از آن گذشته بد نیست بدانید در طول تاریخ صنعت دارو سازی بسیاری از داروها علیرغم اینکه سال ها و حتی دهه ها تحقیق در آزمایشگاه و تحقیق بر روی نمونه های حیوانی و تحقیق بر روی نمونه های انسانی در سطح محدود را با موفقیت به سر برده و مجوزهای لازم از ارگان ناظر بر تولید و مصرف دارو را نیز اخذ کرده و دهه ها در داروخانه ها نیز به عنوان دارو عرضه و نسخه شده بودند ولی پس از دهه ها سرطانزا تشخیص داده شده و از بازار جمع شده اند! مثل رانیتیدین و غیره که خود بهتر از من می دانید.

ناگفته پیداست با این اوصاف تن در دادن به مصرف ماده ای همانند سرمورلین که حتی نام دارو نیز نمی توان بر آن نهاد و در طول تحقیقاتی که به قصد ساخت دارو از این ماده صورت گرفته بود رد گردیده بود از یک سو بلاهت بار بوده و از سوی دیگر و با عنایت به اینکه حتی نام دارو بر آن نمی توان گذشت تا چه اندازه می تواند استقبال از خطر باشد ولی افسوس که تقریبا همه ی اطلاعات نوشته شده در مورد پپتایدها در اینترنت که عموم بدان دسترسی دارند توسط مافیای تولید و عرضه ی زیر زمینی داروهای نیروزها نگاشته می شوند و تماما در جهت ترغیب شما به مصرف نوشته شده و در این متون کمترین اشاره ای به مسائلی که در این مقاله بدانها پرداخته ام نمی شود. به هر حال در اوایل سال ۲۰۰۷ دو شرکت یاد شده ی آمریکایی موفق به تغییر چیدمان زنجیره آمینو اسیدهای سرمورلین و ساخت فروملاسیون جدید شدند و تحقیقات خود را با بنا نهادن بر روی این پپتاید آغاز کردند. سرمورلین دارویی است پپتایدی با زنجیره مولکولی ۲۹  آمینو اسید که کوچکترین زنجیره را در میان پپتایدهای آزاد کننده هورمون رشد GHRH دارد و در تحقیقات نشان داده بود که به دلیل نیمه عمر بسیار پایین، نیاز به چندین تزریق در روز دارد و البته اثربخشی آن در دزهای معقول و مقرون به صرفه نیز بسیار بسیار پایین است.

حال شاید برای شما نیز سوال حادث گردد که چگونه فرمول های سری دارویی که شرکت های دارویی بر روی آنها تحقیق و بررسی می کنند لو رفته و سر از کارگاه های زیر زمینی داروهای بدنسازی در آورده و این مواد شیمیایی که هنوز نام دارو بر آنها نمی توان نهاد در نهایت در قالب ویال و آمپول و قرص و به اسم داروی بدنسازی تولید و عرضه می شوند؟ خدمت تان عارضم که اگرچه تحقیقات شرکت های داروسازی نیز نظیر تحقیقات اغلب شرکت های تحقیقاتی فعال در دیگر زمینه ها کاملا سری نگهداری می شوند ولی از آنجایی که تخصص شعور و تحصیلات نیز شرف نمی آورد و در میان محققین نیز کم نیستند کسانی که بر سر سفره ی پدر و مادرشان بزرگ نشده و ذات فاسدی و بیماری دارند برخی ها از درون سیستم و شرکت های تحقیقاتی، این فرمول ها را به مافیای داروهای نیروزا فروخته و یا حتی مستقیما در تولید و عرضه ی این ترکیبات شیمیایی که هنوز نام دارو بر آن نمی توان نهاد با مافیای تولید و عرضه ی داروهای زیر زمینی بدنسازی همکاری می کنند. به طور مثال چند سال قبل طرح کمپانی تحت نظر یک پژوهشگر ایرانی به نام احسان عبدی تحت عنوان Wind Technologies Ltd برای توسعه نخستین «ژنراتور بادی بدون نیاز به فرچه کاری» مورد تحسین رسانه های داخلی و مجامع جهانی قرار گرفت.  

این شرکت سرمایه ای ۲.۸ میلیون پوندی را از طرف اتحادیه اروپا، شرکت Innovate UK و دپارتمان انرژی و تغییرات اقلیمی بریتانیا معروف بهDECC  برای کمک به توسعه انرژی های تجدید پذیر دریافت کرد و تا به اینجای کار همه چیز قانونی و بسیار هم علمی به نظر می رسید تا اینکه بازرسان دریافتند این جناب عبدی با سند سازی، جعل فاکتور و صورت های مالی بانکی در مجموع یک میلیون پوند از کمک های دریافتی را به جیب زده است. وی همچنین کمک هزینه تحقیقاتی شرکت ها به دانشجویان مقطع دکترا را نیز به حساب خودش واریز کرده است. این فرد در حالی که مقادیر زیادی پوند در جعبه ی شکلات مخفی و قصد انتقال آن به ایران را داشت در فرودگاهی در بریتانیا به دام افتاد و البته در صورتی که لو نمی رفت اتحادیه اروپا بدون کوچکترین سوء ظنی به پرداخت کمک هزینه ها به وی ادامه می داد. وی پیشتر نیز بخشی از مبالغی که این چنین بالا کشیده بود را به ایران منتقل کرده بود و همین مساله نیز بازگرداندن آنها به بریتانیا را دشوار کرده است. در نهایت احسان عبدی با پذیرش ۱۳ اتهام مربوط به کلاهبرداری به ۴ سال زندان محکوم شده و کمک هزینه تحصیلی دانشگاه کمبریج را هم از دست داد. وی طی دو سال گذشته حق سفر به ایران و حتی شرکت در سالگرد درگذشت پدرش را هم نداشت.  (منبع نت)

جاسازی پوند در جعبه شکلات
جاسازی پوند در جعبه شکلات

در اسلاید قبل تصویر واقعی پوندهای جاسازی شده توسط این پژوهشگر فاسد و شیاد ایرانی در جعبه ی شکلات که بدین وسیله قصد انتقال شان به ایران داشت و در فرودگاهی در بریتانیا دستگیر شد را می بینید و تصور می کنم با این مثال عینی به وضوح می توانید دلیل خروج فرمول پپتایدها از مراکز تحقیقاتی و عرضه به بازار زیر زمینی دارو در بدنسازی را درک کنید! بگذریم! محققان نام پروژه تحقیقاتی خود که از سرمورلین استخراج و تغییر فرمول داده بودند را با مخفف کردن نام شرکت یعنیConjuChem  و تعداد آمینو اسیدها و تعداد زنجیره‌های آن CJC1295  گذاشتند و جالب است بدانید تحقیقاتی که تا به این مرحله پیش رفته و از این شرکت به بیرون درز کرده بود در مافیای زیر زمینی تولید و عرضه ی داروهای بدنسازی به تولید فرمی از پپتاید سی جی سی ختم شده که بدون DAC بود و در ادامه توضیح خواهم داد که این «داک» که بر روی بسته بندی های این پپتید یا پپتاید درج می شود چیست؟ تیم تحقیقاتی شرکت ConjuChem  بعدها تکنیکی موسوم به Drug Affinity Complex اختراع و ثبت کنند که با این روش توانستند قدرت اثر بخشی، ماندگاری این پپتاید را چندین برابر افزایش دهند و اینجا بود که پسوند DAC به CJC1295 افزوده شد.

کلمه ی DAC  مخفف Drug Affinity Complex  می‌باشد و بدین معنی است که به هنگام ساخت و تولید پپتاید CJC1295 یک مولکول آمینو اسید آلبومین به انتهای هر شاخه از زنجیره ی ترمینال C آن اضافه می‌کنند و همین مساله نیز باعث انسجام بیشتر این پپتاید و اتصال محکم تر آن به پلاسمای موجود در سیستم گردش خون می‌شود. اتصال قوی تر این پپتاید به پلاسمای خون نیز در نهایت امکان حضور و گردش بیشتر و طولانی تر این هورمون پپتیدی در گردش خون را فراهم می کند بی آنکه تغییری در ساختار اصلی آن صورت گرفته باشد و بدون اینکه این پپتاید خاصیت و تاثیر خود در تشدید افزایش تولید و ترشح هورمون رشد انسانی را از دست داده باشد. در تحقیق در مورد این پپتید به نکات جالب توجهی بر می خورم: بر خلاف همه ی زمینه ها، ویکیپدیای فارسی درباره ی این پپتاید حقیقتا به معنای تام کلمه ترکانده است و این در حالی است که در ویکیپدیای لاتین بیش از چند سطر مطلب ساده درباره ی این پپتید نوشته نشده است و این مساله برای من جای سوال و جای تعجب شد و مرا به این باور رساند که دست هایی در ایران در کار است که با عنایت به اینکه ایرانی ها به غلط ویکیپدیا را منبعی معتبر می دانند در این رسانه ی نامعتبر دست به اغراق و تبلیغ غیر مستقیم و زیرکانه برای این پپتید زده شده است.

تحقیقات بالینی CJC1295 DAC بر روی انسان و سایر پستانداران نشان داد که تزریق یک واحد از آن  معادل ۱۰ میکروگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در هفته می‌تواند فاکتورهای آزاد کننده ی ساخت هورمون رشد را به شدت بالا برده و در سطح قابل قبول که ارزش درمانی داشته باشد به هیپوفیز انسان سیگنال تولید و ترشح سوماتروپین ارسال کند. همچنین تزریق این مقدار از این پپتاید به بدن پستانداران به سلول ‌های جدار بیرونی کبد  در حد و اندازه هایی درمانی و قابل قبول دستور ساخت فاکتورهای رشد شبه انسولین شماره یک موسوم به  IGF1را می دهد. همچنین نتایج آزمایش ها نشان داد که با یک بار تزریق در هفته بر روی انسان میزان سطح سوماتروپین پلاسمای خون به میزان ۳ الی ۵ برابر و میزان IGF1 در پلاسمای خون یک الی دو نیم برابر افزایش می یابد.  تحقیقات همچنین نشان داد با هر بار تزریقی این پپتاید مدت زمان ماندگاری افزایش هورمون‌های IGF1 و GH به مدت ۶ الی ۹ روز متغیر خواهد بود و با چند تزریق در دزهای متعادل و پایین در انسان و پستانداران می‌توان سطح IGF1 و GH  را حتی مدت ۲۸ روز و بیشتر بالا نگه داشت. توجه داشته باشید این ماده هنوز نام دارو به خود نگرفته و در مرحله ی تحقیق قرار دارد اما در ویکیپدیای فارسی مدام از آن به نام دارو یاد می شود.

در ویکیپدیای فارسی می خوانیم: مطالعات بالینی در بین سال‌ های ۲۰۰۹ الی ۲۰۱۰ بر روی یک جامعه آماری داوطلب متشکل از ۱۲۰۰ نفر مرد و زن در گروه‌های سنی مختلف در کشور آرژانتین، کانادا و آمریکا ادامه پیدا کرد و این ماده با دزهای گوناگون به بیماران مبتلا به سندروم‌ های مختلف اختلال ترشح هورمون رشد تزریق شد. یافته ‌ها در یک بازه زمانی ۲۰ ماهه نشان داد که این دارو قدرت بسیار بالایی در افزایش سنتز پروتئین دارد، به این صورت که با سیگنال دادن به سیستم گوارشی دستور افزایش تولید آنزیم‌ های لازم برای سنتز پروتئین را نیز می‌داد اما جایی جز ویکیپدیای فارسی اصل هیچ خبری در هیچ سایت معتبری درباره ی این تحقیق و نتایجی که ادعا می شود نمی یابم. در ویکیپدیای فارسی می خوانیم: تنها مشکلی که این دارو برای اخذ تاییدیه ی سازمان غذا و دارو آمریکا یعنی FDA  داشت ایجاد پدیده ‌ای به نام لیپودیستروفی یا تخریب بافت چربی بود. این پپتاید با افزایش سطح سرمی آنزیم لیپوپروتئین لیپاز، چربی‌هایی که به صورت تری گلیسرید در بدن انباشته شده بودند را به اسیدهای آزاد چرب تبدیل و آنها را می سوزاند! این در حالی است که با یک تحقیق ساده متوجه شدم دلیل توقف تحقیق در مورد این ماده و دلیل عدم تایید FDA مرگ یکی از افرادی بود که این ماده بر روی وی آزمایش شد!

این مساله که این پپتید چربی ها را می سوزاند شاید از دید شما که بدنساز و فیتنس و کراسفیت کار بوده و به دنبال سیکس پک هستید نه تنها جزو معایب این ماده به شمار نمی رود بلکه می تواند جزو نقاط قوت آن نیز محسوب گردد ولی اولا بد نیست بدانید که هدف اصلی از تلاش برای ثبت این ماده به عنوان دارو، کمک به درمان کودکان مبتلا به کمبود هورمون رشد انسانی می باشد و البته بدن آدمی و خصوصا بدن کودکان، چربی های سفید انباشته شده را نه به دید چربی های زاید که به عنوان ذخایر ارزشمند انرژی می بیند در ثانی در ویکیپدیای فارسی که به باور اغلب ایرانی ها منبع معتبر جهانی است در مورد آن به شدت اغراق شده است. در ویکیپدیای فارسی می خوانیم یافته‌ها نشان داد که CJC1295 با افزایش سطح آنزیم HSL یا Hormone Sensitive Lipase  که به عنوان عامل کنترل ‌کننده مصرف چربی در میتوکندری سلول ‌های عضلانی شناخته می‌شود باعث بالا بردن مصرف چربی در سلول ‌ها می ‌شود که این فاکتور نیز نقش بسیار زیادی در تخریب بافت چربی سفید بدن بیماران دارد و از این رو FDA موافق با تأیید این دارو برای درمان اختلال هورمون رشد در کودکان نبود و البته هیچ اشاره ای به مرگ یکی از کسانی که این ماده بر روی وی آزمایش شده بود نمی شود.

در ویکیپدیای فارسی می خوانیم استفاده از ماده ی شیمیایی CJC1295  اگرچه به خوبی باعث افزایش ترشح هورمون رشد و حتی تولید فاکتورهای رشد شبه انسولین در بدن می شود ولی به دلیل اینکه سبب افزایش دو آنزیم HSL و LPL شده و سبب کاهش شدید حجم توده های چربی در کودکان می شد و در مکانیزم اثر این ماده نیز امکان حذف این فرایند میسر نبود تحقیقات در مورد این ماده ی شیمیایی به‌ طور کامل متوقف گردید و ماده ی شیمیایی سی جی سی هرگز نتوانست به عنوان یک داروی درمانی موفق به کسب تاییدیه FDA  جهت درمان کمبود هورمون رشد در کودکان شود و باز کمترین اشاره ای به مرگ یکی از کسانی که این ماده در مراحل تحقیقات بالینی بر روی وی تست شده بود نمی شود. از آنجایی که تمام نتایج تحقیقات به صورت غیر محرمانه و هفتگی در اختیار عموم قرار می‌گرفت مافیای داروهای نیروزا دست به تولید انبوه این ماده و عرضه ی آن به نام دارو در بازار سیاه زد و البته با عنایت به توضیحاتی که پیشتر دادیم حتی اگر نتایج این تحقیقات به صورت غیر محرمانه نگهداری و در اختیار عموم قرار داده نمی شد نیز امکان و احتمال درز اطلاعات به بیرون و رسیدن نتایج تحقیقات به دست مافیای دارو وجود داشت.

این پپتید ماده ی جدیدی نیست و بیش از یک و دهه و نیم قبل و با عنایت به اینکه در آن دوران برای آژانس جهانی مقابله با دوپینگ ناشناخته بود توسط برخی مربیان برای دوپینگ کردن ورزشکاران مورد استفاده قرار می گرفت ولی سوال مهمی که در تحقیق ساده ای که در مورد این پپتاید در نت می کردم ذهن مرا به خود مشغول کرده بود این بود که چرا باید ویکیپدیای فارسی مشخصا در مورد این پپتید حدود ۹ برابر غنی تر و پر بارتر از ویکیپدیای لاتین باشد و این در حالی است که در مورد هیچ موضوع دیگری به چنین تفاوت فاحشی بر نمی خوریم و داستان همیشه عکس این ماجراست؟

آیا جز این است دست هایی در کار بوده است که اولا با عنایت به باز بودن ویکیپدیا به روی عموم و دسترسی داشتن همگان برای ادیت این دانشنامه و دوما با علم به اینکه اغلب ایرانیان به غلط ویکیپدیا را معتبرترین منبع موثق جهان می دانند به صورتی کاملا زیرکانه در مورد cjc1295  اغراق و درشت نمایی کرده و بدین نحو این پپتید که بنا به دلیلی که پیشتر اشاره کردم توسط FDA رد شده است را دارویی معجزه آسا و کاملا بی خطر و کاملا مناسب بدنسازان جا بزنند؟

نمونه های این پپتید در آمریکا عرضه می شود که مشخصا در حین خرید از شما تاییدیه می گیرند که این ماده را صرفا برای مصارف تحقیقاتی تهیه می کنید و من از این نمونه ها که صد در صد اصل هستند شخصا استفاده کرده ام و تزریق این ماده تجربه ی جالبی بود. بلافاصله پس از تزریق زیر پوستی یک دز از این ماده حقیقتا انگار از سقف جمجمه ام قطره ای مایع یا آب بر مغزم چکه کرد و سپس سر درد و احساس فشار بسیار بسیار زیادی در جمجمه ام حس کردم که قابل قیاس با هیچ تجربه ای که تا بدان روز داشتم نبود. فشار خون در سرم افزایش محسوس و غیر قابل تحملی یافته بود و حقیقتا گویی سرم را در گیره ای قرار داده بودند و این گیره از دو سوی شقیقه هایم سرم را می فشرد و این فشار لحظه به لحظه زیادتر می شد.  جالب است بدانید من مینیموم دزی که رایج بود را زده بودم و البته در برابر رفتارهای پر خطر رایج در پرورش اندام انسان بسیار مقاومی هستم و جالب تر است بدانید بسیاری از ورزشکاران با مصرف دزهای واقعی این ماده سر از بیمارستان در آورده بودند و اسف بار تر است اگر بدانید که پزشکان کمترین تجربه و سابقه ی ذهنی و کاری در مورد این ماده و عوارض و طرز برخورد با کسی که به دلیل مصرف این ماده رو به موت افتاده است نداشته و کمک زیادی به شما نمی توانند بکنند!

در ویکیپدیای فارسی که در آن درباره ی این پپتاید شاهنامه و مثنوی هفتاد من کاغذ سروده اند و همه ی سروده ها و تلاوت ها نیز در شرح اثرات خیره کننده ی این پپتید می باشد به مطالبی که در اسلاید ماقبل شرح دادم نیز کمترین و کوچک ترین اشاره ای نشده است.  شما نیز در نت اگر به دنبال عوارض جانبی CJC1295 DAC بگردید سوای مطالبی که در اسلاید ماقبل و از تجربیات شخصی و از تجربیات کسانی که از نزدیک شاهد بوده ام گفتم به موارد دیگری نیز بر می خورید اعم از: حساسیت، درد و درد در محل تزریق، علائم شبیه به آنفلوانزا، سردردهایی که حقیقتا گاه شما را تا مرز بستری شدن نیز می برد،سرگیجه، حالت تهوع، خواب آلودگی ،گر گرفتگی، کهیر یا سایر واکنش های پوستی که صد البته در ویکیپدیای فارسی حتی به این موارد نیز اشاره ای نشده است.  لازم به یادآوری می دانم این ماده که در ویکیپدیای فارسی از آن به نام دارو یاد می شود از سوی FDA رد شده و نام دارو را یدک نکشیده و ماده ای شیمیایی است که مصرف آن در ورزش نیز سوء مصرف تلقی می شود و بر خلاف چیزی که در ویکیپدیای فارسی ادعا شده است دلیل اصلی رد شدن این ماده در تست های FDA نیز چربی سوز بودن آن نبوده و مرگ یکی از داوطلبینی است که این ماده بر روی وی تست شد.

در ویکیپدیای فارسی ادعا شده است که برخی از کسانی که داوطلبانه و در جریان تحقیقات بالینی این دارو دزهایی از آن را دریافت کرده بودند به دنبال هشدارهایی که شایعه شده بود از FDA درخواست کردند تا موضوع را بررسی کند و FDA نیز موضوع را بررسی و به این نتیجه رسید که به دنبال بالا گرفتن مصرف این پپتید در میان ورزشکاران، فروش مکمل سازان کاهش یافته بود و مکمل سازان شایع کرده بودند که مصرف CJC1265  سبب سرطان و انبوهی دیگر از بیماری ها می شود و این موضوع صحت ندارد. ویکیپدیای فارسی ادامه می دهد که حتی پایگاه ملی مقالات ژنتیک آمریکا علیه کمپانی های مکمل سازی که چنین شایعاتی را ساخته بودند شکایت نیز کرده بود! در مورد این ادعا که در ویکیپدیای فارسی مطرح شده بود نیز تحقیق کرده و مستنداتی دال بر صحت داشتن اش نیافتم و هدف از بیان این واقعیت ها نیز روشن کردن شماست تا بدانید و آگاه باشید در مسیر دوختن کیسه برای جیب شما اولا سلامت و جان شما کمترین ارزشی ندارد در ثانی سال هاست که با به خرج دادن نبوغ، خواسته ها و مطامع و اهداف خود را به جای حقیقت، چنان به خوردتان می دهند که به عنوان حقیقت محض و بی غرض پذیرفته و در دفاع و بازنشرشان رگ غیرت نثار کنید.

5 1 vote
Article Rating

مطالب مرتبط

اشتراک
نوع اشتراک
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
اگر مایلید بودید می توانید با ما گفتگو کنید.x
()
x